مقالات
طرح های تحقیقاتی
مجلات عضو
فهرست مقالات ( 4 ) مقاله :
نویسندگان: مهدی زنگی, احسان اکبریان
کلیدواژه ها : کلیدواژه¬ها استخوان شكافي - استئوآرتریت زانو - رباط جانبي مياني زانو
: 9298
: 40
: 0
ایندکس شده در :
زمينه: استئوتومي پروگزيمال تيبيا عملي مناسب براي جلوگيري از سير پيشرونده استئوآرتريت كمپارتمان داخلي زانو، بهبود عملكرد فيزيكي مفصل و كاهش درد بيمار بوده و مورد توافق همگان است. هدف: مطالعه به منظور مقايسه دو روش گوه اي خارجي بسته و گوه اي داخلي باز در استئوآرتريت كمپارتمان داخلي زانو انجام شد.مواد و روش ها: اين كارآزمايي باليني طي سال هاي 86-1384 در بيمارستان حضرت رسول اكرم (ص) تهران بر روي 59 بيمار (37 زن و 22 مرد) انجام شد. زمان پي گيري بيماران 6±27 ماه بود. زاويه محور فموروتيبيال، درد، عملكرد و محدوديت حركتي مفصل، امتياز حاصل از ارزشيابي معيارهاي ليشلم و پايداري ليگامان رباط جانبي داخلي پيش و پس از عمل ارزيابي و ثبت شد. داده ها با آزمون هاي آماري مجذور كاي، تي و من ويتني تجزيه و تحليل شدند.يافته ها: زاويه اصلاح شده در دو روش بسته و باز به ترتيب 8/9 و 6/9 درجه و عوارض جراحي به ترتيب 7 مورد (%1/24) و 8 مورد (%1/21) بود كه 4 مورد در روش بسته و 1 مورد در روش باز نياز به عمل مجدد پيدا كردند. زمان جوش خوردن استئوتومي در روش بسته 7/1±1/3 و در روش باز 2/1±8/2 ماه بود كه با يكديگر تفاوت معني داري نداشت. در هر دو روش كاهش چشمگير درد در كنار بهبود عملكرد مفصلي و بهتر شدن نتايج ارزيابي معيارهاي ليشلم ديده شد، ولي هيچ كدام بر ديگري برتري نداشتند. پايداري رباط جانبي داخلي در روش باز بيش تر بود، ولي بعد از عمل به روش بسته اندكي كاهش يافت. نتيجه گيري: با توجه به پايداري رباط جانبي داخلي پس از عمل با روش باز نسبت به روش بسته، به نظر مي رسد ناپايداري قبل از عمل رباط جانبي، يكي از مهم ترين معيارهاي انجام جراحي استئوتومي با روش باز است.
: 6017
: 40
: 0
ایندکس شده در :
چكيده هدف از اين پژوهش بررسي تاثير اضافه كردن تمرين دويدن به جلو و عقب به تمرينهاي تخته تعادل، روي تعادل استاتيك افراد با ضايعه كشيدگي رباطهاي خارجي مچ پا بود. به اين منظور 30 نفر از افراد غير ورزشكار بين 35-15 سال كه علائمي از بيثباتي عملكرد مچ پا را داشتند و حداقل 1 ماه و حداكثر 6 ماه از ايجاد ضايعه گذشته بود، به روش غيراحتمالي ساده انتخاب و به روش تصادفي متوالي به 3 گروه تقسيم شدند. گروه اول، دوم و سوم هر يك شامل 10 نفر بودند كه گروه اول 15 دقيقه تمرين دويدن به جلو به اضافه تمرينهاي تخته تعادل، گروه دوم 15 دقيقه تمرين دويدن به عقب و گروه سوم تنها 15 دقيقه تمرينهاي تخته تعادل را انجام دادند. براي هر يك از گروهها 6 هفته تمرين و به صورت 3 جلسه در هفته تكرار گرديد. آزمون عملكردي ايستادن روي يك پا (Single leg Stance) در 2 حالت با چشمهاي باز (آزمون A) و با چشمهاي بسته (آزمون B) به صورت اندازهگيري حداكثر زمان ايستادن روي پاي آسيب ديده انجام شد. اين آزمونها در فواصل 2 هفتهاي در 4 مرحله اندازهگيري شدند. در پايان 6 هفته تمرين، اختلاف معنيداري بين 3 گروه در آزمون A مشاهده نشد اما در پايان هفتههاي دوم و چهارم، ميانگين مقادير آزمونB معنيدار گرديد. كه اين مطلب نشان دهنده آن است كه دويدن به عقب باعث افزايش تعادل استاتيك در حالتي كه چشمها بسته هستند، ميشود. كليدواژهها: 1 – تعادل استاتيك 2 – كشيدگي مچ پا 3 – حس عمقي 4 – دويدن به عقب
نویسندگان: مسعود نوروزی, محمد نصیر نادری
کلیدواژه ها : شكستگي تنه هومروس - اينترلاكينگ نيل
: 8868
: 20
: 0
ایندکس شده در :

سابقه و هدف: شكستگي هاي تنه هومروس در بيماراني كه قادر به تحمل درمان غير جراحي نباشند با اينترلاكينگ نيل درمان مي شوند. با توجه به تناقضات موجود در نتايج تكنيكهاي مختلف جراحي و به منظور تعيين نتايج درمان جراحـي شكستگي هاي تنه هـومروس با اينتر لاكينگ نيل، اين تحقيق روي مراجـعين به مراكز تروما، طي سالهاي 83-1379 انجام گرفت .

مواد و روشها: تحقيق به روش CASE-SERIES روي 34 بيمار واجد شرايط انجام گرفت. بيماران به روش هاي آنتي گريد نيلينگ و رتروگريد نيلينگ تحت عمل قرار گرفتند و همه بيماران تا زمان جوش خوردگي پيگيري شدند و ميزان كاهش حركات شانه و آرنج را در سه طبقه عالي (كمتر از 10 درجه)، متوسط (بين 10 تا 30 درجه) و بد (بيشتر از 30 درجه) طبقه بندي كردند. نتايج با آماره Sign test مورد قضاوت آماري قرار گرفت.

يافته ها: 34 بيمار واجد شرايط در سنين 17 تا 68 سال كه 56 درصد مرد و 44 درصد زن بودند، مورد مطالعه قرار گرفتند. 71 درصد با تكنيك آنتي گريد و 29 درصد با تكنيك رتروگريد جراحي شدند. زمان جوش خوردن در 1/44 درصـد موارد كمتر از 3 ماه بود. نتيجه عالي در فانكـشنال شانه و آرنج به ترتيب 2/88 و 3/85 درصد مـوارد بـود (01/0> P ) . بروز عدم يونيون در 9/5 درصد موارد وجود داشت و عوارض ديگر مشاهده نگرديد.

نتيجه گيري و توصيه ها: به نظر مي رسد كه درمان جراحي شكستگي هاي تنه هومروس با انترلاكينگ نيل يك روش بي خطر و قابل اعتماد مي باشد. انجام يك تحقيق كارآزمايي باليني را توصيه مي نمايد..

نویسندگان: مهدی زنگی, احسان اکبریان, مهدی مقتدایی
کلیدواژه ها : بازسازی - تاندون پاتلا - زانو - لیگامان صلیبی قدامی - همسترینگ
: 7812
: 13
: 0
ایندکس شده در :

  سابقه و هدف: از آنجا كه امروزه اكثر پارگي هاي ليگامان صليبي قدامي (ACL) بازسازي مي شوند، انتظار بازگشت سريعتر به فعاليت هاي طبيعي و كاهش عوارض احتمالي افزايش يافته است و متعاقباً انتخاب نوع گرافت اهميت بيشتري پيدا كرده است. هدف از اين مطالعه تصادفي باليني، مقايسه نتايج بازسازي آرتروسكوپيك ACL با استفاده از تاندون پاتلا (PT) و تاندونهاي عضله همسترينگ داخلي (HS) مي باشد.

  مواد و روشها:اين مطالعه به صورت تصادفي باليني بر روي 187 بيمار كه با دو روش فوق تحت عمل بازسازي ACL قرار گرفته بودند،انجام شد و با توجه به سابقه قبلي، آزمونهاي پايداري، آرترومتر KT 1000 زانو، معيارهاي Lysholm و IKDC و نيز MRI دو روش ذكر شده مورد بررسي و مقايسه قرار گرفتند. اكثر بيماران در بازه هاي زماني 6 ماهه (92%) و 3 ساله (84%) پس از بازسازي آرتروسكوپيك، پيگيري و بررسي مجدد شدند.آناليز آماري اطلاعات با استفاده از نرم افزار Spss نسخه 15 انجام شد.

  يافته ها: تفاوتي در بين دو گروه قبل از آغاز مطالعه ديده نشد. مقايسه ما بين دو گروه نشان داد كه درد قدامي زانو و درد حين زانو زدن در گروه PT بيشتر از گروه HS است. عليرغم آنكه محدوديت اكستانسيون در گروه PT به شكل معني داري بيشتر بود(007/0= P )، اما محدوديت فلكسيون در دو گروه تفاوت شاخصي نداشت(29/0= P ). نتايج باليني بر اساس درجات Lysholm و معيارهاي IKDC در بين دو گروه تفاوت آماري نداشتند(658/0= P )، اما در پيگيري سال سوم، در گروه PT درجات Lysholm بدتري نسبت به گروه HS گزارش شد. بررسي هاي راديولوژيك نشان داد كه گشادي تونل محل جايگذاري گرافت در گروه HS از گروه PT مشخصاً بيشتر است.

  نتيجه گيري: استفاده از هر دو نوع گرافت نتايج مطلوب و يكساني دارد و تنها تفاوت اين دو گرافت در عوارض طولاني مدت آنهاست. درد قدامي زانو و درد حين زانو زدن و نيز افزايش محدوديت اكستانسيون در گروه PT مي تواند دلايل خوبي براي تمايل بيشتر جراح به استفاده از تاندونهاي عضله همسترينگ داخلي براي بازسازي ACL باشد.